رولپلی یعنی چه؟
رولپلی (Roleplay یا RP) یعنی نقشآفرینی. در یک سرور رولپلی تو فقط «بازیکن» نیستی؛ یک آدم در یک شهر هستی. اسم داری، شغل داری، دوست و دشمن داری و هر کاری میکنی باید با عقل همان آدم جور دربیاید.
در GTA معمولی میتوانی وسط خیابان ماشین کسی را بدزدی و هیچ اتفاقی نیفتد. در سرور رولپلی MTA همان کار یعنی یک نفر به پلیس زنگ میزند، پلیس واقعی (یک بازیکن دیگر) دنبالت میآید، شاید دستگیر شوی، شاید به دادگاه بروی. هر کاری عواقب دارد و همین، بازی را زنده میکند.
یک روز در سرور رولپلی
صبح با کاراکترت از خانه بیرون میآیی. شاید مکانیک باشی و اولین مشتریات ماشینی است که دیشب در یک تعقیب و گریز داغان شده. شاید مامور پلیس باشی و پشت بیسیم خبر سرقت از یک سوپرمارکت را بشنوی. شاید هم عضو یک گنگ باشی و با بقیه نقشه یک سرقت بزرگتر را بکشی.
هیچکدام از اینها از قبل نوشته نشده. داستان را بازیکنها با هم میسازند؛ برای همین هیچ دو روزی در سرور شبیه هم نیست. نقشهایی که در وکسو میتوانی بازی کنی را در صفحه اصلی ببین.
مهمترین قانون: IC و OOC را قاطی نکن
IC؛ داخل نقش
هر چیزی که کاراکترت میگوید و انجام میدهد. اگر کاراکترت عصبانی است، خودش عصبانی است، نه تو.
OOC؛ خارج از نقش
حرفهای خود تو به عنوان بازیکن: سؤال درباره بازی، قطع شدن اینترنت، خداحافظی. جایش چت جداگانه است.
دعوایی که بین دو کاراکتر است نباید به دعوای دو بازیکن تبدیل شود، و چیزی که خودت در دیسکورد یا استریم دیدهای را کاراکترت نمیداند. بیشتر اشتباههای تازهواردها از همینجا میآید.
اصطلاحات رولپلی
این کلمهها را در همه سرورهای رولپلی میشنوی. لازم نیست حفظشان کنی؛ بعد از چند روز بازی خودشان جا میافتند.
- RPرولپلی
- مخفف Roleplay؛ بازی کردن نقش یک شخصیت، همانطور که در دنیای واقعی رفتار میکرد.
- ICداخل نقش
- مخفف In Character؛ هر چیزی که کاراکترت میگوید، میبیند و میداند.
- OOCخارج از نقش
- مخفف Out Of Character؛ حرفهای خود بازیکن، بیرون از داستان. جایش چت OOC است، نه وسط صحنه.
- MGمتاگیمینگ
- مخفف Metagaming؛ استفاده از اطلاعاتی که خودت بیرون از بازی فهمیدهای ولی کاراکترت راهی برای دانستنش نداشته.
- PGپاورگیمینگ
- مخفف Powergaming؛ انجام کاری که در واقعیت ممکن نیست، یا مجبور کردن بقیه به یک نتیجه بدون اینکه فرصت واکنش داشته باشند.
- DMدثمچ
- مخفف Deathmatch؛ حمله یا کشتن یک بازیکن بدون دلیل داستانی.
- RDMدثمچ تصادفی
- مخفف Random Deathmatch؛ کشتن بازیکنها کاملاً بیدلیل و بدون هیچ رولپلی قبلی.
- VDMدثمچ با ماشین
- مخفف Vehicle Deathmatch؛ زیر گرفتن عمدی بازیکنها با ماشین، بدون دلیل داستانی.
- CKمرگ دائمی کاراکتر
- مخفف Character Kill؛ مرگ همیشگی یک کاراکتر در داستان. آن شخصیت دیگر بازی نمیشود.
- PKمرگ بازیکن
- مخفف Player Kill؛ کاراکتر زنده میماند ولی اتفاقهای منجر به آن صحنه را به یاد نمیآورد.
- NLRقانون زندگی تازه
- مخفف New Life Rule؛ بعد از مرگ، کاراکتر چیزی از آن صحنه به خاطر ندارد و برای انتقام برنمیگردد.
- Fear RPترس از جان
- کاراکترت مثل یک آدم واقعی از مرگ میترسد؛ وقتی اسلحه به سمتش گرفتهاند قهرمانبازی درنمیآورد.
- /meدستور عمل
- کاری که کاراکترت انجام میدهد را توصیف میکند؛ مثل «دستش را در جیبش میکند و کیف پولش را بیرون میآورد».
- /doدستور توصیف
- وضعیت صحنه یا نتیجه یک کار را توصیف میکند؛ مثل «در ماشین قفل است».
چطور رولپلیر خوبی باشم؟
- برای کاراکترت شخصیت بساز. از کجا آمده؟ از چه میترسد؟ چه میخواهد؟ کاراکتری که گذشته دارد خودش داستان میسازد.
- بگذار بقیه هم بازی کنند. صحنه خوب صحنهای است که طرف مقابل هم در آن نقش دارد، نه صحنهای که فقط تو برندهاش هستی.
- باختن هم بخشی از بازی است. دستگیر شدن، ورشکست شدن و شکست خوردن گاهی بهترین داستانها را میسازد.
- وسط صحنه از نقش بیرون نیا. اگر مشکلی هست، صحنه را تمام کن و بعد از راه درستش پیگیری کن.
از کجا شروع کنم؟
- اگر هنوز بازی را نصب نکردهای، راهنمای دانلود و نصب ام تی ای را ببین.
- وارد وکسو شو، اکانت بساز و کاراکترت را با یک اسم واقعی و باورپذیر درست کن.
- با یک شغل ساده شروع کن تا شهر و آدمهایش را بشناسی. عجلهای برای پلیس یا گنگستر شدن نیست.
- هر جا سؤالی داشتی، سؤالات متداول را نگاه کن یا از بازیکنهای قدیمیتر بپرس.